شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۸ ۱۷:۶:۵۴ ساعت

تعریف اصطلاحات بیمه ای

تعريف بيمه

 از بيمه تعاريف متعددي به عمل آمده كه آَشناترين آن ماده يك قانون بيمه مصوب سال 1316 است كه عقد بيمه را اين چنين تعريف مي‌كند: «بيمه عقدي است كه به  موجب آن يك طرف تعهد مي‌كند در ازاء پرداخت وجه يا وجوهي، از طرف ديگر در صورت وقوع يا بروز حادثه خسارت وارده بر او را جبران نموده و يا وجه معينی بپردازد. متعهد را "بيمه‌گر"، طرف تعهد را "بيمه‌گذار"، وجهي را كه بيمه‌گذار به بيمه‌گر مي‌پردازد، "حق بيمه" و آنچه را كه بيمه مي‌شود، "موضوع بيمه" می‌نامند».

 در اين تعريف عناصر و اركان اصلي تشكيل دهنده يك قرارداد بيمه، يعني خطر، حق بيمه و خسارت مشخص مي‌شود. در اين تعريف، رابطه حقوقي بين بيمه‌گر و بيمه‌گذار به وجود مي‌آيد و بيمه‌گر تعهداتي را قبول مي‌كند كه تحت شرايط معيني و در صورت بروز حادثه‌اي كه در تعهد او است، زیان ناشی از آن را جبران نماید.

قرارداد بيمه يا بيمه‌نامه

 تعريف بيمه‌نامه (Insurance Policy): ماده 2 قانون بيمه مي‌گويد: «عقد بيمه و شرايط آن بايد به موجب سند كتبي باشد و سند مزبور موسوم به بيمه‌نامه خواهد بود». بيمه‌نامه به منزله سندي دال بر رضايت طرفين به انعقاد قرار داد بوده كه با توجه به پيشنهاد بيمه‌گذار و موافقت بيمه‌گر تنظيم و پس از امضاء در اختيار بيمه‌گذار قرار مي‌گيرد. در بيمه‌نامه بايد مشخصات كامل عوامل و ارکانی که  قرارداد بر اساس آن منعقد مي‌گردد به وضوح قيد شود تا از بروز اختلافات و مشكلات بعدي در روابط بيمه‌گر و بيمه‌گذار جلوگيري گردد.

تعريف عقد – عقد بيمه :
عقد عبارتست از اينكه يك يا چند نفر در مقابل يك يا چند نفر ديگر تعهد بر امري نمايند و مورد قبول آنها باشد. در عقد بيمه رابطه حقوقي كه بين بيمه‌گذار و بيمه‌گر به وجود مي‌آيد منشأ تعهد است. متعهد كه بيمه‌گر است تعهد مي‌كند كه تحت شرايط معيني در صورت بروز حادثه كه به تعهد بيمه‌گر تحقق مي‌بخشد از بيمه شده رفع زيان كند. جز بيمه عمر، اصولاً بيمه عقدي است لازم، عقد لازم آنست كه هيچ يك از طرفين معامله حق فسخ آن را نداشته باشد مگر در موارد مشخص.

بیمه گر:
بیمه گر شخصی است حقوقی که در مقابل دریافت حق بیمه از بیمه گذار تعهد جبران خسارت و یا پرداخت وجه معینی را در صورت وقوع حادثه به عهده می گیرد در ماده 31 قانون تاسیس بیمه مرکزی ایران و بیمه گری چنین آمده است :
عملیات بیمه در ایران بوسیله شرکتهای سهامی عام ایرانی که کلیه سهام آنها با نام بوده و با رعایت قانون و طبق قانون تجارت به ثبت رسیده باشند انجام خواهد گرفت.

بيمه‌گذار
بيمه‌گذار شخص حقيقي يا حقوقي است كه طرف تعهد بيمه‌گر است و شخصي است كه با پرداخت حق بيمه جان، مال و مسئوليت خود و يا ديگري را براي مدت مشخص و معيني تحت پوشش بيمه قرار مي‌دهد.
ماده 5 قانون بيمه مقرر مي‌دارد: بيمه‌گذار ممكن است اصيل باشد يا به يكي از عناوين قانوني نمايندگي صاحب مال يا شخص ذينفع را داشته يا مسئوليت حفظ آن را از طرف صاحب مال داشته باشد

مورد بيمه:
مورد بيمه مي‌تواند شخص، شيء، يا مسئوليت باشد. چنانچه مورد بيمه شخص باشد بيمه‌گر در مقابل فوت، حيات، بيماري، از كارافتادگي و نقص عضو بيمه شده متعهد خواهد بود. اين نوع بيمه را بيمه اشخاص مي‌نامند. در صورتي كه مورد بيمه شيء باشد بيمه‌گر در مقابل خسارات وارد به آن شيء متعهد خواهد بود مثل آتش‌سوزي اموال منقول و غيرمنقول، بيمه حمل و نقل كالا، هواپيما و كشتي، بيمه اتومبيل، بيمه مرگ و مير حيوانات. اين نوع بيمه را بيمه اشياء مي‌نامند. مورد بيمه ممكن است شخص و يا شيء نباشد بلكه مسئوليت بيمه‌گذار در مقابل ديگري باشد كه در اين صورت بيمه‌گر متعهد است چنانچه در نتيجه‌ حادثه‌اي كه بيمه‌گذار مسئول آن باشد به ديگري خسارت وارد شود خسارت آن شخص را جبران نمايد مانند بيمه مسئوليت اتومبيل، بيمه مسئوليت كارفرما در مقابل كارگران، بيمه مسئوليت حرفه‌اي پزشكان و داروسازان، بيمه مسئوليت مالك در مقابل مستأجر. اين نوع بيمه را بيمه مسئوليت مي‌نامند

مبلغ بيمه شده:
مبلغ بيمه شده (در بيمه اموال) ارزش واقعي شي مورد بيمه بوده يا مبلغي است كه بيمه‌گر تعهد مي‌كند در صورت وقوع حادثه تا آن ميزان به بيمه‌گذار يا ذينفع قرارداد بيمه خسارت بپردازد. در بيمه اموال مبلغ بيمه شده بايد معادل ارزش مال بوده و در صورتي كه مبلغ بيمه كمتر از مبلغ واقعي باشد خسارت به نسبت مبلغ بيمه به مبلغ واقعي پرداخت خواهد شد. در بيمه اشخاص از آنجا كه جان انسان قابل تبديل به پول نيست هر مبلغي را كه بيمه‌گذار تعيين نمايد در صورتي كه مورد موافقت بيمه‌گر قرار گيرد در صورت وقوع خطر مرود تعهد، بيمه‌گر ملزم به پرداخت آن به ذينفع يا بيمه‌ شده خواهد بود.

حق بيمه:
حق بيمه وجهي است كه بيمه‌گذار به بيمه‌گر مي‌پردازد تا در مقابل، بيمه‌گر در صورت وقوع حادثه و ايجاد خسارت زيان وارده را جبران كند و يا مبلغي به بيمه‌گذار و يا ذينفع از قرارداد يا اشخاص ثالث بپردازد حق بيمه را بهاي خطر مي‌نامند و مبلغ آن بستگي به شدت و ضعف احتمال وقوع دارد.


خسارت يا غرامت:
خسارت عبارتست از زيان وارده به مورد بيمه كه در نتيجه وقوع حادثه ايجاد مي‌شود و جبران آن در تعهد بيمه‌گر مي‌باشد در بعضي موارد تعهد بيمه‌گر ممكن است بدون وقوع حادثه نيز تحقق پيدا كند مانند پرداخت سرمايه بيمه در انتهاي مدت در صورت حيات بيمه شده (در بيمه عمر و پس‌انداز) و يا برقراري مستمري بازنشستگي و نظاير آن.

مدت بيمه :
مدت بيمه فاصله زماني بين ابتدا و انتهاي تعهد بيمه‌گر است كه در طول اين زمان بيمه‌گر متعهد جبران خسارتهاي مورد تعهد مي‌باشد مدت بيمه در بيمه‌هاي اموال معمولاً يكسال‌است.

فرانشيز :

(به مبلغي از خسارت گفته مي‌شود كه به عهده بيمه‌گذار بوده و بيمه‌گر نسبت به آن تعهدي ندارد.)

با اصطلاع فرانشيز همه بيمه گران و حتي بيمه گذاران آشنايي دارند و ميدانند منظور از آن قسمتي از خسارت است كه بيمه گر پرداخت نميكند و به عهده بيمه گذار باقي ميماند. فرانشيز تلفظ فرانسوي franchise است و به اين كلمه در انگليسي فرانچايز گفته ميشود. ريشه اين واژه لاتين است و به معني معافيت و اغماض ميباشد. در اصطلاح فني بخشي از خسارت است كه در رابطه بين بيمه گر و بيمه گذار از آن اغماض و صرفنظر ميشود. با توجه به اينكه فرانشيز تقريباً در تمام انواع بيمه مطرح است به نظر ميرسد بحث نسبتاً جامعي نسبت به آن خالي از فايده نباشد. در اين بحث، ابتدا منظور از كلمه فرانشيز و موارد استفاده صحيح آن را بررسي ميكنيم و سپس توجيه آن را مورد توجه قرار می دهیم و پس از آن اجراي فرانشيز را در سه دسته بیمه های اموال و اشخاص و مسئوليت توضيح می دهیم
1- منظور از كلمه فرانشيز
در عمل منظور از اين كلمه در رابطه بين بیمه گر و بیمه گذار ميزاني از خسارت است كه بهرحال به عهده بیمه گذار ميباشد. مثلاً اگر در يك بيمه نامه رقم تعيين شده براي فرانشيز صدهزار ريال باشد اين مبلغ از خسارت قابل پرداخت كسر خواهد شد. اگر خسارت سيصد هزار ريال باشد بیمه گر دويست هزار پرداخت خواهد كرد و اگر خسارت صدهزار ريال و يا كمتر باشد پرداختي صورت نخواهد گرفت. اما اين ترتيب با معناي لغوي فرانشيز مطابقت ندارد. زيرا اگر معناي فرانشيز اغماض و يا صرف نظر كردن است بايستي از خسارت تا صدهزار ريال صرفنظر شود ولي اگر خسارت بيش از اين مقدار بود تماما پرداخت گردد. در مثال بالا خسارت سيصد هزار ريالي بايستي به طور كامل جبران شود. در كشور ما از ابتدا در مورد اجراء فرانشيز چنين اشتباهي صورت گرفته و در حال حاضر به صورت يك عرف مسلم درآمده است. اما اگر بخواهيم اصطلاحات را به جاي خود به كار بريم روشي كه ما عمل ميكنيم در زبانهاي انگليسي و فرانسه معروف به deductible است كه به انگليسي ديداكتيبل و به فرانسه دودوكتيبل تلفظ ميشود.
2- انواع فرانشيز
در ادامه بحث با پيروي از عرف و با مسامحه فرانشيز را براي تمام مواردي كه مبلغي از خسارت كسر ميشود به كار خواهيم برد. اما انواع فرانشيز به شرح زير است:
الف) در بسياري موارد فرانشيز رقمي معين و ثابتي است كه از خسارت كسر ميشود.
ب) در بعضي موارد فرانشيز درصدي از مبلغ بيمه است و هر قدر مبلغ بيمه بيشتر باشد فرانشيز به همان نسبت بالاتر خواهد بود.
ج) در مواردي ديگر خسارت درصدي ثابت از خسارت است. به عبارت ديگر بیمه گذار براساس درصدي معين كه معمولاً كوچك است با بیمه گر در تحم خسارت سهيم ميشود.
3- توجيه فرانشيز
فرانشيز يكي از مباحث مهم در مديريت خطر است. اصولاً نياز به پوشش ببیمه ای توجيه كننده رجوع بیمه گذار به بیمه گر است. يعني بیمه گذار نگران ايجاد خسارتهايي است كه تحمل آن از عهده او خارج باشد. بیمه گذار از خسارتهاي كوچك واهمه ندارد. مثلاًاگر تصادف اتومبيل منجر به سائيدگي مختصر گلگير و يا شكستن يك چراغ كوچك شود موجب نگراني مالك آن نيست. او نگران حوادثي است كه سبب وارد شدن خسارت چند ميليون ريالي براي خودش و همچنين طرف تصادف او شود و يا سبب بروز خسارت جاني گردد كه بايستي هزينه معالجه و ديه آن را بپردازد. گاهي براي يك شخص مثلاًراننده يا پزشك يا داروساز يا صاحب رستوران وضعيتي پيش ميآيد كه زيان ديده با مراجعه به مراجع قضايي خسارتي از او مطالبه ميكند كه چند برابر همه داراييهاي او است. جبران اينگونه خسارتها جز از طريق بيمه و به كمك بیمه گران امكانپذير نيست ولي اگر خسارت در حد فرانشيز باشد همه قادر به تحمل آن هستند. صرفنظر از استدلال فوق توجيهات ديگري هم براي اعمال فرانشيز وجود دارد از اين قرار:
الف) بهرحال وجود فرانشيز در همه بیمه نامه ها مقدار قابل ملاحظه اي از تعهد بیمه گر مي كاهد و همين ميتواند موجب تخفيف و ارزانتر شدن حق بيمه شود.
ب) وجود فرانشيز، اگر نه هميشه، بلكه در بسياري موارد موجب توجه بيشتر بیمه گذار به رعايت تدابير احتياطي و از جمله مقررات رانندگي و ضوابط حرفهاي ميشود و اين به سود جامعه است.
ج) در بعضي موارد وجود فرانشيز موجب كاهش استفاده بیمه گذار از پوشش ببیمه ای ميشود مثلاًدر بيمه درمان وجود فرانشيز مانع از مراجعات مكرر و صرفاً احتياطي و ناشي از وسواس بيمه شده به مراكز درماني و پزشك ميشود.
د) وجود فرانشيز مراجعات بیمه گذاران را براي دريافت خسارتهايي جزيي منتفي ميكند و اين خود در هزینه های اداري بیمه گر اثر قابل ملاحظهاي دارد. كاهش هزینه های اداري نيز ميتواند موجي براي ارزانتر شدن حق بیمه ها باشد.
4- فرانشيز در بیمه های اموال
صرفنظر از روشهايي كه در كشور ما و يا در ساير نقاط متداول است اصولاً وجود فرانشيز در همه انواع بيمه توجيه منطقي دارد. براي اجتناب از طولاني شدن بحث طرز عمل شركتهاي بميه را در بعضي از انواع رايج بیمه های اموال مورد توجه قرار دهيم.
الف) در بیمه های آتش سوزي غالباً از اعمال فرانشيز خودداري ميشود زيرا معمولاً خسارتهاي آتش سوزی ارقام بزرگي را تشكيل ميدهد و كسر مبالغ جزيي فرانشيز اثر قابل توجهي در روابط بیمه گر و بیمه گذار ندارد. فقط در پوششهايي كه به عنوان خطرات اضافي در بیمه نامه هاي آتش سوزی ارايه ميشود اعمال فرانشيز متداول است. مثلاً در بيمه زلزله فرانشيز 15 درصد خسارت است. همچنين در بيمه سيل و طوفان اعمال خسارت جزيي در مواردي ديده ميشود.
ب) در بیمه های باربري بيمهنامهاي صادر ميشود به نام بيمه با شرط كه سابقاً به آن ALL RISK ميگفتند در اين نوع بيمه هيچگونه فرانشيزي اعمال نميشود. در بيمه با شرط B براي خسارات خصوصي فرانشيزي به صورت درصد وجود دارد كه بر مبناي مبلغ بيمه اعمال ميشود (مبلغ هر بسته) ولي در اين نوع بيمه براي خسارات مشترك يا جنرال فرانشيز اعمال نميشود.
ج) معمولاً در بیمه های مهندسي فرانشيز قابل توجهي اعمال ميشود.
د) در بيمه بدنه اتومبيل فرانشيز به طور معمول وجود دارد و ميزان آن بسته به نوع خسارت متغير است. مثلاً براي خسارت كلي و يا جزيي رقم فرانشيز ممكن است ثابت يا درصد معيني از خسارت باشد. حتي براي بعضي اجزاء اتومبيل فرانشيز خاص معين ميشود.
5- فرانشيز در بيمه اشخاص
بیمه های اشخاص عمدتاً سه نوع هستند كه عبارتند از بیمه های عمر، حادثه، درمان
الف) در بیمه های عمر فرانشيز نه متداول است و نه توجيه دارد. بیمه گذار علاقه مند است سرمايه بيمه عمر با مبلغ معين داشته باشد و لذا كسر مبلغي از آن بابت فرانشيز موردي ندارد. توجه داشته باشيم كه اصولاً در بيمه عمر اطلاق خسارت به مبلغ بيمه نادرست است. به عبارت ديگر در بيمه عمر خسارتي وجود ندارد كه ما سهمي از آن را بر عهده بیمه گذار بگذاريم. بيمه عمر نوعي رابطه مالي و به منظور ايجاد پسانداز براي دوران كهولت و يا براي بازماندگان است.
ب) در بیمه های حادثه كه خسارت نقص عضو و يا از كارافتادگي پرداخت ميشود، قرار دادن مبلغي به عنوان فرانشيز از نظر فن و منطق ببیمه ای مانعي ندارد ولي معمول نيست و به ندرت در قراردادهاي بيمه ديده ميشود. حتي براي هزينه معالجات كه بعنوان تعهدي اضافي در بيمه حوادث متداول است، فرانشيز مطرح نيست.
ج) در بیمه های درمان وجود فرانشيز به صورت يك قاعده و عرف مسلم درآمده است. در كليه سيستمهاي بيمه درمان فرانشيز به خصوص براي هزینه های دارو و حقالزحمه پزشك وجود دارد. در اين جا اشاره به يك نكته جالب در بيمه درمان ضروري است و آن اينكه در بيمه درمان شخص بیمه گذار است كه در مورد لزوم مراجعه به پزشك و ايجاد هزينه تصميم ميگيرد و بديهي است كه افراد از لحاظ وضعيت روحي متفاوت هستند. بعضي به محض احساس ناراحتي با فرض وجود يك بيماري خطرناك بيدرنگ به يك يا چند پزشك و انجام دادن آزمايشات پزشكي اقدام ميكنند. بعضي ديگر در مراجعه به پزشك اصولاً بيميل هستند. لذا وجود فرانشيز تا حدودي از مراجعات غيرضروري جلوگيري ميكند.
ناگفته نماند كه در اغلب كشورها بیمه گراني هستند، به خصوص بیمه گران تعاوني، كه با دريافت حق بيمه ديگري فرانشيز را هم تحت پوشش قرار ميدهند و اين رويه گرچه نوعي حمايت بيشتر از بيمه شدگان است ولي فرانشيز را منتفي ميسازد.
6- فرانشيز در بیمه های مسئوليت
بیمه های مسئوليت هم در حقيقت نوعي از بیمه های اموال است. در همه بیمه های مسئوليت ميتوان شرط فرانشيز را پيشبيني كورد. لذا بهتر است بين بیمه های مسئوليت اختياري و بیمه های مسئوليت اجباري تفكيك قايل شويم.
الف) در بیمه های مسئوليت اختياري از هر نوع كه باشد بیمه گذار خود ميتواند تا حد معيني كه متناسب با وضعيت مالي و گستره فعاليت او است رقمي را به عنوان فرانشيز قبول كند به اين ترتيب حق بيمه كمتري پرداخت نمايد. بديهي است خسارات كوچك كه در حد فرانشيز باشد را بیمه گذار مستقيماً جبران ميكند و بیمه گر تعهدي نخواهد داشت.
ب) در بیمه های مسئوليت اجباري كه بنا به مصالح اجتماعي و به حكم قانون برقرار ميشود، وجود شرط فرانشيز قابل توجيه نيست. زيرا اولاً براي زيانده مشكل است كه بخشي از خسارت را از بیمه گذار مسئول مطالبه كند و براي بقيه به بیمه گر او مراجعه نمايد. به خصوص اينكه معمولاً در قوانين بيمه مسئوليت اجباري، براي زيانديده حق مراجعه مستقيم به بیمه گر پيشبيني ميشود و زيانديده ميتواند حتي بدون مراجعه به مسئول حادثه، خسارت خود را مطالبه كند. از جمله فوايد عملي اين قاعده مراجعه مستقيم زيانديدگان به صندوق تأمين خسارت بدني (در بيمه مركزي) براي مواردي است كه مسئول حادثه شناخته نشود.

خطر يا موضوع بيمه شده :
خطر به امري گفته مي‌شود كه در صورت وقوع آن بيمه‌گر موظف به انجام تعهد خود مي‌گردد مثل آتش‌سوزي، سيل، سرقت، سقوط هواپيما، تصادف اتومبيل، فوت انسان و نظاير آن.
مشخصات خطري كه قابل بيمه شدن مي‌باشد به شرح زير است:
الف) محتمل‌الوقوع باشد (حتي‌الوقوع نبوده و وقوع آن غيرممكن نباشد)
ب) خارج از اراده بيمه‌گذار اتفاق افتد (عمدي نباشد)
ج) از نظر حرفه بيمه‌گري خطرات بايد پراكندگي داشته و متجانس باشند در ضمن بيمه آنها به قدر كافي عرضه شود.

بيمه‌نامه:
بيمه‌نامه سندي است كه با توجه به قانون و مقررات بيمه و با توجه به پيشنهاد بيمه‌گذار و موافقت بيمه‌گر تنظيم شده و از طرف بيمه‌گر در اختيار بيمه‌گذار قرار مي‌گيرد در بيمه‌نامه حدود وظايف و تكاليف و تعهدات طرفين تحت عناوين شرايط عمومي شرايط پيوست و شرايط خصوصي تعيين مي‌گردد.
ماده سه قانون بيمه در ايران مقرر مي‌دارد امور ذيل بايد به طور صريح در بيمه‌نامه قيد شود. تاريخ انقضاي قرارداد، اسم بيمه‌گر و بيمه‌گذار، موضوع بيمه، ابتدا و انتهاي بيمه، حادثه و يا عملي كه عقد بيمه به مناسبت آن به عمل آمده است حق بيمه، ميزان تعهد بيمه‌گر در صورت وقوع حادثه.

الحاقي:
الحاقي ورقه‌اي است كه بعد از صدور بيمه نامه ممكن است توسط بيمه‌گر صادر گردد چنانچه بعد از صدور بيمه‌نامه بيمه‌گذار درخواست تغييراتي در بيمه‌نامه بنمايد اين تغييرات توسط اوراق الحاقي انجام مي‌گيرد صدور الحاقي بجز مواردي كه طبق شرايط بيمه‌نامه براي بيمه‌گر پيش‌بيني شده بدون موافقت كتبي بيمه‌گذار انجام نمي‌شود مگر در درجات بيمه‌نامه اشتباهي رخ داده باشد كه بيمه‌گر شخصاً نسبت به تصحيح آن با صدور الحاقي اقدام خواهد نمود.
شرايط بيمه‌نامه :
مجموعه شرايط بيمه‌نامه كه درباره اساس قرارداد، وظايف و تعهدات طرفين قرارداد استثنائات و ساير شرايط حاصل بين بيمه‌گر و بيمه‌گذار به موجب قانون و مقررات بيمه‌اي تنظيم مي‌گردد، شرايط بيمه‌نامه ناميده مي‌شود كه داراي دو قسمت به شرح زير است.
الف) شرايط عمومي بيمه‌نامه:
شرايط عمومي بيمه‌نامه به شرايطي گفته مي‌شود كه كاربردي عام دارد و غالباً در متن بيمه‌نامه درج مي گردد و ناظر به مقررات آمره قانون بيمه بوده و طرفين قرارداد ملزم به رعايت مفاد آن مي‌باشند.
ب)‌ شرايط خصوصي بيمه‌نامه:
شرايط خصوصي بيمه‌نامه توافق‌هاي خاصي است كه بين بيمه‌گر و بيمه‌گذار مورد موافقت قرار مي‌گيرد و در صورت مغايرت با شرايط عمومي بيمه‌نامه شرايط خصوصي ارجحيت دارد.

شرايط اساسي صحت عقد:
طبق قانون مدني ايران براي صحت هر معامله شرايط زير اساسي است:
1. قصد طرفين و رضاي آنها
2. اهليت طرفين
3. موضوع معيني كه مورد معامله باشد
4. مشروعيت جهت معامله
اين شرايط اساسي است و نبودن هر كدام موجب بطلان قرارداد مي‌شود و درست مثل اين است كه عقدي واقع نشده باشد .
فرم‌هاي پيشنهادي بيمه‌نامه:
در اغلب رشته‌هاي بيمه، بيمه‌گر ورقه مخصوص چاپي را كه پيشنهاد بيمه ناميده مي‌شود در اختيار بيمه‌گذار قرار مي‌دهد كه او با تكيل برگ پيشنهاد شرايط و خصوصيات آنچه را كه مي‌خواهد بيمه نمايد در اختيار بيمه‌گر مي‌گذارد لازم به ذكر است كه بيمه‌گر نيز حق دارد اطلاعاتي را كه براي ارزيابي خطر بيمه شدني ضروري تشخيص مي‌دهد به دست آورد هر چند درخصوص بيمه‌نامه‌هاي با مبلغ بيمه پايين غالباً بيمه‌گر به اطلاعات داده شده در برگ پيشنهاد بيمه‌گذار اكتفا مي‌نمايد در ضمن بعضي از اطلاعات مندرج در برگ پيشنهاد را منحصراً بيمه‌گذار دارد و بيمه‌گر به راحتي نمي‌تواند به آنها دست يابد مانند اطلاع از بيماريهاي موروثي جهت بيمه عمر، لذا اهميت دقت و صحت در پاسخگويي به سؤالات برگ پيشنهاد مذكور در واقع اساس شرايط قرارداد بيمه‌اي است كه بعداً صادر مي‌گردد.
تسليم پيشنهاد بيمه به تنهايي براي هيچ يك از طرفين تعهدي ايجاد نمي‌نمايد و همانگونه كه بيمه‌گر حق دارد درخواست پيشنهاد دهنده را غيرقابل قبول اعلام كند بيمه‌گذار نيز مي‌تواند از پيشنهاد خود منصرف شود لكن در صورت صدور بيمه‌نامه مطالب مندرج در برگ پيشنهاد براي بيمه‌گذار الزامي آورده بود و پيشنهاد مذكور جزء لاينفك قرارداد محسوب مي‌شود و در صورتي كه با دقت و صحت و از روي حسن نيت كامل به مطالب آن پاسخ داده نشود، ضمانت اجراهاي مختلفي را براي بيمه‌گذار در پي خواهد داشت.

تلف كلي واقعي
تلف كلي واقعي به حالتي اطلاق ميشود كه شئ بيمه شده، به علت وقوع حادثه كاملاً منهدم شده و يا آسيب وارد به آن به نحوي باشد كه آن شئ خاصيت خود را از دست بدهد و يا به طور كامل و قطعي از تصرف بيمه گذار خارج گردد. مثال انهدام كامل اين است كه موضوع بيمه در اثر آتشسوزي كاملاً سوخته و آنچه باقي ميماند قابل استفاده نباشد. در حالت دوم ميتوان از كالايي مانند سيمان نام برد كه در نتيجه رطوبت سفت شده و خاصيت خود را از دست بدهد و بيمه گر متعهد است چنانچه خطري كه موجب خسارت شده تحت پوشش بيمه باشد، زيان وارده را بر مبناي تلف كلي واقعي پرداخت نمايد. اگرچه در حالت سوم موضوع بيمه در واقع وجود دارد ولي بيمه گذار به آن دسترسي ندارد. در رابطه با تلف كلي واقعي، كه كاربرد آن بيشتر در بيمه باربري و به خصوص بيمه كشتي و كالاست، اختلافات زيادي بين بیمه گر و بیمه گذار در كشورهاي اروپا پديد آمده و دعاوي مطروحه به دادگاه ارجاع گرديده است كه در هر مورد با توجه به موضوع اختلاف رأي صادر شده است. در صورتي كه كشتي به شدت به صخره برخورد كند و كاملاًدر هم شكسته شود چنانچه اجزايي از آن مثلاً قايق هاي نجات، طناب ها و بعضي از قطعات لوازم ديگر كشتي قابل استفاده باشد، بازيافت آنها تغيير در موضوع تلف كلي واقعي كشتي ايجاد نخواهد كرد. بیمه گر موظف است خسارت را بر مبناي تلف كلي واقعي پرداخت كند منتهي ارزش اجزاء بازيافتي از خسارت كسر خواهد شد. يك كشتي ممكن است در حالي كه به شدت آسيب ديده به بندر وارد شود لكن ادامه سفر آن مستلزم صرف هزينه زيادي باشد، حال چنانچه تعمير اين كشتي در بندري كه به آن وارد شده و يا انتقال آن به بندر ديگر جهت تعمير امكانپذير نباشد، اين كشتي تلف شده كلي واقعي تلقي ميگردد. چنين كشتي اي قابليت دريانوردي را از دست داده است بنابراين بیمه گر موظف به جبران خسارت آن بر مبناي تلف كلي واقعي خواهد بود.
در رابطه با كالاي فاسدشدني اين سؤال همواره مطرح است كه چنانچه اين كالا پس از رسيدن به مقصد ظاهر سالم داشته ولي به سبب حادثه اي كه به وقع پيوسته به رغم ظاهر سالم آن، كالا فاسد بوده و قابل استفاده نباشد آيا در مورد اين كالا تلف كلي واقعي صدق ميكند؟ يا اين كه چون كالا ظاهر سالم دارد خسارت بر مبناي تلف كلي واقعي قابل پرداخت نميباشد. البته در اينجا دو حالت متصور است. يكي اين كه فساد كالا طوري است كه اين كالا به هيچوجه قابل استفاده نبوده و بايد معدوم شود مانند ميوه انار كه صادرات آن امروزه رايج است و چنانچه اين كالا به كشورهاي دور دست حمل شود در سردخانه كشتي نگهداري ميشود. مواردي بوده كه پس از رسيدن چنين محموله اي به كشور مقصد مشاهده شده كه كل محموله به علت تغيير درجه حرارت سردخانه كشتي اعم از مثبت و يا منفي فاسد شده و قابل مصرف نبوده و آن را معدوم كردهاند. بديهي است در چنين حالتي تلفن كلي واقعي محرز است.
حالت دوم زماني است كه كالاي فاسد شدني يا آسيب پذير پس از رسيدن به مقصد كلاً خسارت ديده و براي واردكننده آن كالا قابل استفاده نيست لكن از آن كالا ميتوان در جهتي ديگر استفاده كرد. در اين صورت كالا تلف شده كلي واقعي تلقي نميشود زيرا بازيافتي آن قابل استفاده است، گرچه براي بیمه گذار قابل استفاده نباشد. مثلاً چنانچه موضوع بيمه ورقه هاي فلزي باشد كه جهت تهيه قوطي كنسرو مواد غذايي خريداري شده است. حال چنانچه اين ورقه ها به علت آبديدگي اكسيده شده و بیمه گذار نتواند از آنها براي تهيه قوطي مواد غذايي استفاده كند نميتوان چنين كالايي را تلف شده كلي واقعي تلقي كرد، زيرا از اين ورقه هاي فلزي ميتوان براي تهيه قوطي واكس كفش يا مواد ديگري از اين قبيل استفاده كرد.
همچنين اگر محموله اي شامل چند قسمت باشد و براي هر قسمت مبلغ معيني در بيمه نامه قيد شده باشد، چنانچه يك يا چند قسمت از اين محموله دچار خسارت شديد شده باشد، تلف كلي نسبت به آن قسمت يا قسمت هاي آسيب ديده صدق ميكند؛ هر چند به بقيه كالا خسارت وارد نشده باشد.
تلف كلي واقعي در مورد كرايه كشتي يا كالا با توجه به اشكال مختلف قرارداد حمل به صورت موردي مطرح ميگردد. جز در حالتي كه به علت غرق شدن كشتي و كالا، كرايهاي (كرايه كشتي يا كالا) كه ريسك آن متوجه مالك كشتي باشد نيز از بين ميرود و اطلاق تلف كلي واقعي كرايه مصداق پيدا ميكند؛ در موارد ديگر چنين نيست. مثلاً چنانچه كشتي به تنهايي غرق شود، كرايه حمل كالا از بين رفته كلي واقعي تلفن نميشود زيرا مالك كشتي ميتواند محموله را با كشتي ديگري به مقصد حمل كند. همچنين در صورت تلفن شدن كالا، نميتوان كرايه آن را تلف شده واقعي به شمار آورد، زيرا مالك كالا ممكن است حق داشته باشد كالاي ديگري را جايگزين آن كند و يا مالك كشتي ممكن است كالاي ديگري را براي حمل به همان مقصد در كشتي بارگيري كند.

تلف كلي فرضي
تلف كلي فرضي به حالتي اطلاق ميشود كه شيء بيمه شده به طور كامل از بين نميرود و يا به طور قطع از دسترس بیمه گذار خارج نميشود، لكن در حالت اول هزينه نجات و تعمير آن از ارزش آن شيء تجاوز ميكند و در حالت دوم نيز بازيابي آن قطعي نيست. در چنين حالتهايي اصطلاح تلف كلي فرضي به كار ميرود كه اين اصطلاح مختص حمل و نقلهاي دريايي است.
هرگاه كشتي به شدت به صخره برخورد كند و نشانه هايي از اينكه صدمات وارد به آن زياد است وجود داشته باشد و يا كشتي در محلي غرق شود كه امكان نجات آن با توجه به وسايل مدرن امروزي وجود داشته باشد ولي در مورد اقدام به نجات و هزينه نجات و اين كه آيا پس از نجات كشتي قباليت دريانوردي خواهد داشت يا نه و اصولاً اينكه موفقيت در اين زمينه چه ميزان است و مسائلي از اين قبيل ترديدهايي وجود داشته باشد، مورد از مصاديق تلف كلي فرضي است. در چنين مواردي است كه مالك كشتي بايد كليه جنبه هاي مثبت و منفي قضيه را بررسي كرده و نهايتاً تصميم بگيرد كه آيا صلاح و صرفه در اين است كه از كشتي ترك مالكيت كرده و آن را به بیمه گر تحويل دهد و خسارت خود را به مبناي مبلغ بيمه شده دريافت نمايد و يا اين كه اقدام به نجات كشتي كرده و هزينه هاي نجات و تعمير را مطالبه نمايد. بديهي است در صورت تصميم به نجات كشتي هزينه هايي كه تحت عنوان sue and labour (هزينههاي تعقيب و اقدام) در تعهد بیمه گر ميباشد قابل پرداخت خواهد بود.
در صورتي كه كشتي در زمان جنگ به تصرف نيروي دشمن درآيد، از مصاديق تلف كلي فرضي ميباشد، مشروط بر اين كه در زمان ترك مالكيت كشتي همنان در تصرف دشمن باشد.
در صورتي كه خسارت كشتي بر مبناي تلف كلي فرضي پرداخت شود مالكيت كشتي موضوع بيمه به بیمه گر منتقل ميشود. در اين حالت بیمه گرد حق دارد هر نوع كرايه اي را هم كه ارتباط به امر ديانوردي كشتي داشته وصول نمايد. چنين كرايهاي از نظر مالك كشتي تلف شده كلي تلقي ميگردد. البته در چنين حالتي ممكن است مالك كشتي نتواند كرايه تلف شده را از بیمه گر مربوط مطالبه نمايد به اين علت كه كرايه در اثر حادثه تحت پوشش بيمه تلف نشده بلكه به علت ترك مالكيت تلف شده است.
در رابطه با كالا معمولاً تلف كلي واقعي زماني تحقق پيدا ميكند كه خسارت وارد شده به كالا در اثر حادثه تحت پوشش بيمه بيش از 50 درصد ارزش كالا باشد، مشروط بر اين كه كالا به مقصد نرسيده باشد. در صورت رسيبدن كالا به مقصد ولو اين كه دچار خسارت شديد شده باشد تلف كلي فرضي به آن اطلاق نميشود. ضمناً قاعده 50 درصد مربوط به حالتي نيست كه كالا به صورت total loss بيمه شده باشد. زيرا total loss اعم است از تلف كلي واقعي و تلف كلي فرضي. همچنين اگر بيمه نامه بدون پوشش خسارت جزء، به استثناء خسارت جزء ناشي از به گل نشستن، غرق شدن و آتش سوزي كشتي صادر شده باشد و اين خطرات واقع نشده باشد، قاعده 50 درصد اعمال نخواهد شد.
در صورتي كه كالا به خاطر منافع مشترك مالك كشتي (صاحبان كالا و كرايه) به دريا ريخته شود (jettison) و يا به نحو ديگري به خاطر منافع مشترك مذكور فدا (Sacrifice) شود در صورتي كه ميزان آنچه مورد تغذيه قرار ميگيرد بيش از 50 درصد باشد تلف كلي فرضي تحقق پيدا ميكند و صاحب كالا ميتواند از طريق ترك مالكيت مطالبه خسارت كند. همچنين مجموع آنچه مورد تفديه قرار ميگيرد و خسارتي كه به خود كالا وارد ميشود اگر از 50 درصد ارزش كالا بيشتر باشد تلف كلي فرضي تحقق پيدا ميكند. در اين حالت نيز بیمه گذار حق دارد خسارت خود را از طريق ترك مالكيت مطالبه نمايد زيرا تلف كلي فرضي تحقق يافته است.
كشتي ممكن است در بين راه دچار حادثه شده و قابل تعمير نباشد و سفر كشتي خاتمه پذيرد، اين حالت موجب تلف كلي فرضي محموله كشتي نخواهد بود زيرا فرمانده كشتي ميتواند كالا را به كشتي ديگري منتقل كرده و به مقصد حمل نمايد.
 

تماس با ما

آدرس:تهران-سعادت آباد-میدان کاج
ابتدای سرو غربی-نبش خیابان مروارید
ساختمان مرواریدسعادت-طبقه اول واحد 7

 تلفن :            22090863 

فکس :            89780221
 
پیام کوتاه :     3000670221

ایمیل :     info@saman221.ir

شماره واتساپ واحد صدور:

                  09102458395